شلیک واقعیت
-
تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 5:21
امروز طولانیترین مسیر صادق بودن با خودم را طی کردم و در این مسیر خیلی از واقعیتها برایم روشن شد. همه چیز هم از یک سوال ساده شروع شد، خوبی؟ که جوابش مسلما نه بود اما آری بود به یک حالت دیوانهوار تا شروع کنم به خودم بد و بیراه گفتن و فحش دادن تا جایی که خیلی چیزها برایم روشن شد. همهی چیزهایی را که دوس...
رنجهایی از دست رنجام
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 11:21
عنوان کتاب جلال آل احمد را دوست دارم: «از رنجی که میبریم».چقدر متناسب این روزهای من است؛ انگار عنوانش را فقط برای من انتخاب کرده. همهی ما در زندگی رنجهایی داریم؛ در این رنجها، زخمهایی میخوریم که گاه سطحیاند و در حد خراش و گاه کاریاند و عمیق. آن دسته که سطحیاند، زیاد قابل اعتنا نیستند، زخم هستند اما ...
تاسف انگیزناک
-
تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 22:12
روزهایی هست که انسان انتظارش را میکشد، برایش تدارک میبیند، برای فرا رسیدنش لحظهشماری میکند، خون دل میخورد، هزینه میکند، آرزویش را دارد که آن روز خاص را ببیند تا شاید خاطرهای شد برای سالهای بعدی زندگیاش یا خاطرهای از خودش برای دیگران یادگار گذاشت یا حداقل تجربهی تازهای در آن روز بدست آورد که دیگر تا ...
کنکور ارشد و زندگی
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 17:05
کنکور ارشد در ظاهر فقط یک کنکور است اما به نظرم فراتر از این حرفهاست. داستان این گونه است که در دههی هفتاد به دنیا آمدم؛ ظاهرا شانس با من یار بود که دههی شصتی نبودم وگرنه از دید متولدین این دهه، من هم جزء نسل سوخته میبودم. به هزار بدبختی و هر جان کندنی بود بزرگ شدیم و البته که بزرگ شدنمان به سرعت نو...
کنکور ارشد و زندگی ۲
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 17:05
تصمیم برای ارشد خواندن سخت است اما من تصمیمم را گرفتهام. دوست دارم ارشد بخوانم و آرزو دارم در یکی از دانشگاههای تهران قبول شوم. اگر در دانشگاه تهران هم قبول شوم که به آرزویم رسیدهام. ارشد خواندن صرفا نه به خاطر مدرک، نه به خاطر پول، به خاطر اینکه دوست دارم شرایطم بهتر شود؛ احساس میکنم به چیزی که میخ...
درس خواندن دشوار یا دشواری درس خواندن
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 17:05
این مطلب را بعد از کلی اتلاف وقت و خود را برای درس نخواندن">خواندن به هر دری زدن، دارم مینویسم. مدتهاست که علاقهای به درس ندارم و عملا درس نمیخوانم. تلاشهایم برای درس خواندن بینتیجه و بیفایده است و من را کاملا درمانده کرده است. در ریشهیابی علت بیعلاقه شدنم به درس خواندن شاید اصلیترین علت همین اینترن...
دانشگاه
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 17:05
از بدو ورود به مدرسه تاکنون، هیچوقت اتفاق نیفتاده که مدرسه یا کلاسی را بدون دلیل موجه مثل بیماری غیبت کنم و نروم. این پیش مقدمه را هم نوشتم تا بگویم که شنبه را عمدا و کاملا اختیاری دو تایم کلاسم را نرفتم و عملا پیچاندم. از لحاظ حضور در کلاس، با توجه به دانشگاه دولتی و طبق عادت اساتید مجبوریم در کلاس...
انسانیت
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 17:05
امروز حالم خوب نبود؛ ناراحتیام از ناراحتی عزیزیست که بسیار اذیت میشود. دلش را میشکنند و زندگی خوشش را ناخوش میکنند. این متن حاصل زجریست که از ناراحتیش دارم، بی سر و ته. چیزی که ناراحتم میکند، دخالت بیش از حد دیگران در زندگیاش و درک نشدن و فهمیده نشدنش است. آدم هرچقدر هم که قوی باشد، تا حدی تحمل، گنج...
کمک
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 17:05
از زمانی که یادم میآید همین طور بود که میخواستم به دیگران کمک کنم؛ مهم نبود چه کمکی، اما هر کاری که از دستم برمیآمد را برای کسی که به آن کار نیاز داشت، دریغ نمیکردم. اما الان در برزخی گیر افتادهام که عزیزترین آدمهای زندگیام ناراحتاند و من کمکی از دستم بر نمیآید. ای کاش کاری میکردم. میگویند حضرت یونس...
اوضاع عجیب
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
این روز ها باید خوب فکر کنم، تصمیم بگیرم و برای خودم و زندگیم برنامه بچینم. این روزها هیچ وقت در زندگیم این گونه نبوده اند. همیشه یک روال ثابت بوده و نیز پیرو آن روال بودهام؛ اما این روز متفاوت و کل زندگیم است. نمیدانم به فال خوش باید ببینم یا به گمان بد اما چیزی که میبینم اتفاق تجربه شده ای نیست.
شب عاشورا
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
امسال از همان اول، سال متفاوت و در بعضی شرایط سال بغرنجی برایم بوده است. محرم و دهه اول محرم هم استثنا نبود و کاملا متفاوت بود این طورکه تا این لحظه دسته عزاداری یا همان شاخسی به قول خودمان، از نزدیک ندیدم و امشب در شب عاشورا یک پیاده روی بیست دقیقه
دوران مهم
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
روزهای خوبی را به تباهی میگذرانم؛ با این منوال روز های سختی خواهم داشت که نتیجه ی همین روزها خواهد بود. مطالعه را هنوز شروع نکرده ام چه برسد به مطالعه اصولی و جدی. همواره گفته ام که اگر چیزهایی را که در مغزم میچرخند را به بد ترین شکل ممکن هم که شده،
بهانه
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
در هر کاری که می خواهی انجام دهی، باید اعتماد به نفس و خودباوری داشته باشی. اینکه به اندازه ی کافی به خودت و اراده ات ایمان و اعتقاد داشته باشی، شاید یکی از رموز اصلی موفقیت در کارها باشد. یکی از تغییراتم نسبت به قبل را که در پست های قبلی هم راجع بهش
فکر
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
میگه نیم ساعت قبل خواب گوشی رو کنار بذارین، فکر کنین. آره، راست میگه. فکر کن. به همه چیز فکر کن؛ خوب هم فکر کن. به تمام زندگی بیخودت، به وجود بی خودترت، به بی ارزش بودنت، به پوچیت، به تباهیت، به ثانیه ها و عمری که به فنا میره فکر کن. اینهاشاید شکایت باشه، شاید غر، شاید گله، شاید هر چیز دیگه ای، ولی ...
شکست مقدمه پیروزی
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
مدتیست که ذهنم مشغول است و به واسطه ی همین، کمتر به اینجا می رسم و کمتر مینویسم. امروز نتایج رقابتی که بسیار امیدوار بودم در آن مقامی کسب کنم و صاحب جایزه ی آن شوم را دیدم. جایزه متعلق به سه نفر اول بود و من نفر چهارم شده ام. به همین راحتی موفق نشدم.
آزمون
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
بعضی وقتها هست که آدم خیلی به خودش مغرور میشود؛ البته انسان همیشه غرور دارد ولی خب در مواقعی این کبر و غرور به حدی میشود که دیگر خدا را هم بنده نیست. این مواقعی که صحبتش را میکنم، یکی از سختترین و خطرناکترین زمان های ممکن است. آدم نمیداند که ا
مصمم
-
تاریخ: 1396/8/13 ساعت: 15:17
در اینکه تصمیم بزرگی گرفتهام شکی نیست، اینکه هدف بزرگی دارم هم مسلم است، ولی اینها همهی داستان نیست و دلیلی نمیشود که مابقی کار را به امان خدا رها کنم. شروع یک فعالیت همانقدر مهم است که ادامه دادن و به پایان و سرانجام رساندنش. یک تصمیمی گرفتهام و
قدرت
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:08
آدمها به صورت ذاتی از ضعیفها خوششان نمیآید. ضعف در همهی ابعاد و همهی موضوعات. اگر قرار به انتخاب باشد، ضعیفها انتخاب نمیشوند و اگر مجبور به انتخابشان کنی، ضعیفها آخرین انتخابشان خواهند بود. اگر هدف در کنار هم بودن و گردش و گپ و تفریح و لذت هم باشد، ضعیفها جایی نخواهند داشت. اگر صحبت کار جدی و رقابت ...
شهامت
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:08
آدمهایی هستند که کارهایشان را با جرئت و شهامت انجام میدهند؛ مهم نیست چه کاری میخواهند انجام دهند یا در حال انجاماند، در هر حال طوری مسلطاند که حسادت برانگیزاند. شهامت و نترسی را باید بزرگترترین درس آموختنی زندگی دانست. درسی که باید آموخت. در هر کاری باید شجاع بود، در هر کاری. به تجربه برایم ثابت شده...
تلخ
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 23:08
یک مطلب تحلیلی و انتقادی و شکایتی از وضع موجود نوشته بودم که طی فرایند پیچیده و بغرنجی نشد و نتوانستم ثبت بکنم و از بین رفت. کاری که نباید اتفاق میافتاد اما به هرحال شد. فعلا به شیوهی «الخیر فی ما وقع» عمل میکنم و مطلب را شاید بعدا منتشر کنم و شاید هرگز. من معتقدم اتفاقات بی دلیل و عبث روی نمیدهند. ...