پناهگاه دنج - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 18:24
تقریبا یک ماهی می شود که کتابی را که امانت گرفته ام را نخوانده ام. کتابی که خیلی هیجان داشتم بخوانمش،خیلی میخواهم بخوانمش، اما.. اگر هم این کتاب را بخوانم تازه به نقطه شروع رسیده ام. به نظرم کتاب خواندن را نابلدم.چرا؟ کتاب کم میخوانم.اولین دلیلش هم همین گوشی و تلگرام و اینستاگرام و... به حدی تنبل شد
درمان - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 0:42
انسان بیماری های مختلفی دارد؛ بیماری هایی که به دو گروه تقسیم می شوند،جسمی و روانی. بیماری های جسمی هرچقدر هم که پیچیده و سخت و لاعلاج باشند،عموما علائمی دارند که انسان را متوجه به خودشان می کنند؛شاید درد مهم ترین علامت بیماری های جسمی باشد. بیماری های روانی،پیچیده تر از اینها هستند.در ظاهر چیزی مع
تلنگر - تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 0:42
باید چه اتفاقی بیفتد که من به خودم بیایم. بعضی چیزها مثل روز روشن است و من خودم را به کوری میزنم که نبینم. مگر با پاک کردن صورت مسئله،مشکلی حل می شود؟ تا کی به این نابودی همه جانبه خودم ادامه خواهم داد؟ خدایا،بنده ی ضعیفت جز تو چه کسی دارد؟دریاب مرا.
بدو!خب،به کجا؟ - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 2:23
هوایم بسیار مزخرف است.معلوم نیست با خودم چند چندم.بهانه هایم تمامی ندارد. هر روزم هم مثل روز قبل.نه پیشرفت چشمگیری نه... اصلا این ها را بیخیال.کارم شده شکایت.از اوضاع متنفرم. اوضاعی که ساخته و پرداخته ی خودم است.خودم را مقصر میدانم.اما نمیدانم چه باید بکنم. هدفی برای آینده ام ندارم.نمیدانم برای ده،ب
انسان متزلزل - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 2:23
نه حال خوب ماندنی است،نه حال بد،فقط درد و رنج حال بد خیلی بیشتر در خاطرت میماند و ذوقت را نا ذوق می کند و طعم زندگی را تلخ تر! این را می دانم که زندگی همیشه تلخ بوده و سخت.فقط ما خیلی وقت ها فراموشکار می شویم.به همین سادگی. دنبال یک بهانه ی ناچیز هستم تا فراموش کنم.خود را به نفهمی بزنم و خر کیف باش
ناتوان - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 9:04
احساس که نه کاملا حقیرم! مدتی هست که میخواهم کاری بکنم و شروع نمیکنم! این عبثی کارم را سخت تر میکند،همین!
موجود - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 9:04
به یک موجود بی حوصله ی بدرد نخوره مفتضح دست و پا چلفتی الدنگ تبدیل شدم که تحملم برای خودم سخته،چه برسه به اطرافیانم و پدر و مادرم که مرا تحمل میکنند! خدایا،غلط کردم غلط.
کار ناتمام - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 4:11
مدتهاست که قصد انجام کاری را دارم، اقدامات کور،موقتی،گذرا،ناپایدار و بی نتیجه ای را انجام داده ام. میگویم بی نتیجه،یعنی این کارهای صورت گرفته هیچ نمی ارزد. میخواهم کاری بکنم که این اطلاعاتی که دارم یکجا بدردم بخورند. مطالعه سخت و تلاش پیگیر موثر خواهد بود(در هر کاری،به ویژه این کار) پ.ن: با اوضاعی ک...
عمر بر باد - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 7:51
کلا حس بدیست که امتحانات اینگونه به پایان برسد، هرچند که این قصه سردراز دارد،من هم قصد بیخیال شدن ندارم. باید یک سری تصمیماتی بگیرم،تغییراتی بکنم و کارهایی انجام دهد. یک پوست اندازی کامل! خسته ام،از اینکه هیچ کاری نمیکنم و تنها در حرف و شعار متبحرم! تابستان فرصت مغتنمی است. باید تمام لحظات عمر را ق
مرض - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 7:51
در زندگی امراضی هست که همواره آدم ها را درگیر میکنند. به نظرم این امراض با پیشرفت و تکامل بشر بیشتر و پیچیده تر و کشنده تر حتی،میشوند. انسان اولیه شاید هیچ مرضی نداشت،بعد ها امراض جسمانی و بعدتر ها امراض روانی پدید آمدند. تا به این برهه حساس فعلی رسیدیم که عصر،عصر تکنولوژی و ارتباطات است،آن هم از ن
شب - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 6:16
همیشه آرامش و سکوت شب را دوست داشتم، قدم زدم در آرامش،با آهنگ های دوست داشتنی، ولی تمام شب این نیست! شب با تمام آرامشش،طوفانی در خود دارد،وحشتناک؛ ابهت شب،تاریکی اش،تنها هم که باشی، با خود میلرزی،پر از ترس میشوی. شب را از کسانی باید خبر گرفت که پناه میبرند به شب، از کسانی که دوای بغضشان،تنهایی و سک
زمان اندک - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
میدانستم که درس سختی است،الان هم میدانم که درس سختی است ولی نمیدانستم تا این حد! از دیروز در باتلاق این درس گرفتار شده ام. گرفتاری بیشتر هم که مربوط میشود به استرس امتحان از یک طرف،و از طرف دیگر حال و حوصله ی درس خواندن نداشتن! همین الان اگر از من امتحان بگیرند،صفر هم نمیشوم. نمیدانم فردا با چه انگ
تلاش - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
فردا امتحان سختی دارم و خدا باید رحم کند. فصل ۶ را کمی جمع و جور کردم؛حداقل یکبار روی تمرینات را دیدم. فصل ۴ هم حجمش زیاد است و هم مباحثش مهم. خدایا کمک کن که کم نیاورم.خدایا کمک کن.
جمع بندی - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
امیدوارم امشب آخرین شب امتحان این درس در کارشناسی باشد! من میتوانم و باید این درس را از پا در بیاورم؛حداقل نمره پاسی که میتوانم بگیرم. فردا باید جزوه را مرور بکنم. مطمئنا اثر زیمن سوال است که باید خوب بخوانم. دوباره میگویم فصل ۴ و ۶ مهم هستند. باید خوب جمع و جورش کنم. خدایا کمک میخواهم.کمکم کن.
خرابم - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تغییر - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
اصولا زندگی نباید در یک خط مستقیم باشد؛ زندگی ای که همه چیز طبق منوال باشد و بی کم و کاست که زندگی نیست. به نظرم زندگی دارای مراحلی است و این مراحل هستند که از پستی و بلندی هایی تشکیل شده اند. در هر مرحله چیزهاییست که حالم آدم را خوب می کنند و چیز هایی که به انسان احساس تنفر می دهند؛ دقیقا همینجا،اگ
تغییر مثبت - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
دو پست قبل،درمورد تغییر نوشته بودم. واقعا تغییر باید مداوم باشد و حتما هم باشد. نمیدانم برای تغییر پیش نیازهایی هست یا نه؛آیا باید سریع و بدون مقدمه تغییر کرد؟ تغییر را باید چه معنا کرد؟ اگر تغییر را دگرگونی و تحول معنا کنیم،این دگرگونی یعنی وضع موجود عوض شود.حال این عوض شدن میتواند مثبت یا منفی باش
برنامه ریزی معنوی - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
شبهای قدر تمام شد،حالا با تقدیراتمان سال جدید را شروع کرده ایم. به قول حاج آقا پناهیان باید برنامه ریزی یکساله کرد. برنامه ریزی معنوی! مهمترین ارکان برنامه ریزی چیست؟اهداف کدام است؟راهکار؟ از دست خودم ناراحتم.دفترچه و خودکارهایی را که خریده بودم را بدون استفاده رها کرده ام،و این خیلی بد است. نمیدانم...
در سرگردانی - تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 4:23
امروز هم دارد تمام میشود و من هنوز نفهمیدم برنامه ریزی یعنی چه؟ روش هایش کدامند؟بعترین و منعطف ترین پربازده ترین روش چیست؟
تنها مسیر - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 7:51
امروز تنها مسیر(1) از سخنرانی ها و مباحث استاد پناهیان را دانلود کردم. امیدوارم که تا آخر ماه رمضان بتوانم این ۴۰ جلسه سخنرانی را گوش کنم. خدایا توفیق شنیدن حرف حق و قبول حرف حق و ایمان به حرف حق را میخواهم.آمین