توقع زیاد - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 7:51
اینکه انتظار معجزه داشته باشم غلط است اما باید تمام سعیم را بکنم. عملکرد فوری و فوتی داشتن مهم ترین کاری است که باید انجام دهم. زمان کمی دارم و حجم بسیار زیاد تنها کاری که باید بکنم،مطالعه تیتر وار و فهم حداقلی از مطالب است. ببینم چه کار میکنم. خدایا به امید تو.
انگیزه - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 7:51
کار نشد ندارد؛تنها چیزی که میخواهد یک مرد ره است. دیروز خوب بود،اما ای کاش برای روز بیست و یک هم میخواندم. باید تلاش کنم و باید نتیجه بگیرم. نمیخواهم که از دروس این ترمم بماند.من میتوانم. خدایا به امید تو.
نقدی بر بازاریابی شبکه ای - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:06
سال قبل،دوبار توسط دو نفر از دوستانم به صورت جداگانه دعوت به شرکت در بازاریابی شبکه ای شدم؛همان موقع ها روی کاغذی سوالات و اشکالاتی را که به ذهنم می رسید را یادداشت کردم و الان که آن کاغذ را به طور اتفاقی دیدم،تصمیم گرفتم در اینجا هم بنویسم تا شاید به درد یک نفر بخورد. سوالات: محصولاتی که برای فروش
برش هایی از این روزها - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:06
اپیزد اول: دو ماه رجب و شعبان به سرعت گذشت؛فرصتی بود که میتوانستم بهتر از اینها استفاده کنم. فردا آخرین روز شعبان است و جمعه؛ای کاش قدر بدانم. رمضان مغتنم ترین فرصت میتواند باشد برای حال و هوای این روز های من. خدایا لیاقت ورود به مهمانی ات را میخواهم. اپیزد دوم: شنبه امتحان آزمایشگاه دارم.که تا الا
دعای روز اول ماه رمضان - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:06
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺭﻭﺯﻩ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﺭﻭﺯﻩ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺣﻘﻴﻘﻰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ ﻭ ﺍﻗﺎﻣﻪ ﻧﻤﺎﺯم ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎﺯﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﻣﻘﺮّﺭ ﻓﺮﻣﺎ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﺎﻓﻠﺎﻥ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭ ﺳﺎﺯ ﻭ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ،ﺟﺮم ﻭ ﮔﻨﺎﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﺍﻯ ﺧﺪﺍﻯ ﻋﺎﻟﻤﻴﺎﻥ ﻭ ﺍﺯ ﺯﺷﺘﻴﻬﺎﻳﻢ ﻋﻔﻮ ﻓﺮﻣﺎ ﺍﻯ ﻋﻔﻮ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ ﻋﺎﻟﻢ. پ.ن: خلوص اعمال و نیت،توبه از گناهان؛دو محور اص...
دعای روز دوم رمضان - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:06
خدایا،من را راضی و خشنود به رضایت و خشنودی خود کن،و از غضبت در امان دار. خدایا توفیق انس با قرآنت را به من عطا فرما. پ ن: این دعاها صرفا برداشتی از دعای روز دوم ماه مبارک رمضان است. پ ن۲: آمین.
روزهای مهم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:06
روزهایی که دارم سپری میکنم روزهای مهمی هستند؛ از یک طرف ماه رمضان هست و از طرفی دیگر خرداد و امتحانات. روزهایم را به بطالت کامل میگذرانم که نباید اینگونه باشد. اولین امتحانم ۱۷ ام است و فرصت باقی مانده به سرعت سپری میشود،و من اندرخم یک کوچه ام. امروز ظهر،نشستم و یک برنامه برای خودم ریختم. بعد از این
دعای روز سوم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:06
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺍ ﻫﻮﺵ ﻭ ﺑﻴﺪﺍﺭﻯ ﻧﺼﻴﺐ ﻓﺮﻣﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻔﺎﻫﺖ ﻭ ﺟﻬﺎﻟﺖ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺑﺎﻃﻞ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺧﻴﺮﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﻧﺎﺯﻝ ﻣﻴﻔﺮﻣﺎﻳﻰ ﻣﺮﺍ ﻧﺼﻴﺐ ﺑﺨﺶ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﺟﻮﺩ ﻭ ﻛﺮﻣﺖ ﺍﻯ ﺟﻮﺩ ﻭ ﺑﺨﺸﺶ ﺩﺍﺭﺗﺮﻳﻦ ﻋﺎﻟﻢ. پ ن: عینا ترجمه دعای روز سوم.آمین
خوش به حالشان - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 4:06
غبطه میخورم به حال کسانی که میدانند چه کار میکنند؛ کسانی که میدانند هدفشان چیست؛میدانند عمرشان را برای چه میگذرانند. کسی که عمرشان را به دلخواه خودشان و در مسیردلخواه خودشان صرف میکنند،موفق اند.
به خود بیا - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 1:36
آدم سی ا سی نیستم؛اما چون سرنوشت سرزمینم برایم مهم است حتما میخواهم که در انتخاب ات شرکت کنم و ر ا ی دهم. امروز هم سومین مناظر ه را تماشا کردم.فقط یک چیز برایم درس شد؛ هروقت، خواستی کاری را انجام دهی،باید با تمام توان و به بهترین نحو، کار و مسئولیتی
وضعیت - تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 21:57
چرا اینطور شده؟ پ ن: سیل آذربایجان،مرگ ناگهانی جوانان،زلزله مشهد،جنگ سوریه،ریزگرد های جنوب،ظلم،تبعیض،دروغ...
خوبه - تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 21:57
روز های آرامی را سپری میکنم؛ این آرامش خوب است اگر به آینده فکر نکنم؛ برای آینده ام باید نگران باشم،نگرانی ای که محرک باشد. این آرامش میتواند آرامش قبلا از طوفان باشد،یا آرامشی پایدار. همه چیز به خودمان وابسته است. پ ن: صدای موذن در حال پخش اذان. پ ن۲: آرامش،برنامه،موفقیت،شکست،اراده،تلاش،من.
هدف - تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 21:57
به نظرم انسان برای یک کاری آفریده شده است. برای همین هم باید راهش را پیدا کند؛ حتی اگر یک روز از عمرش هم مانده باشد،باید کاری را که برایش خلق شده را پیدا کند. پ ن: من برای چه کاری آفریده شده ام؟ پ ن۲: باید کاری کرد؛باید راهم را پیدا کنم. پ ن ۳: هدف،راه،موفقیت،دنیا،فرجام و من!
جوانی - تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 21:57
در بهترین سنین عمرم قرار دارم؛ مطمئنا هر چند سال هم عمر کنم،این سنین بهترین خواهند بود. چطور از این نیروی جوانی استفاده کنم؟ چه کنم که افسوس کمتری بخورم؟ پ ن: نیروی جوانی،افسوس،عمر،من!
الهی - تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 21:57
خدایا،مدتی است که برایت ننوشته ام؛ احساس بدی دارم که شاید از تو دورم و شاید این سنگینی از ننوشتن برای توست. خدایا،وقتی از تو دور میشوم،احساس پوچی میکنم.بی هویت میشوم. خدایا،با تو بودن سخت است و بی تو بودن سخت تر. خدایا،دشمنان بسیاری نمی خواهند که با
نمایشگاه - تاریخ: 1396/2/15 ساعت: 21:57
مهلت ثبت نام بن کتاب که تمام شده بود،ان شاء الله که به نمایشگاه کتاب تهران برسم و بروم. پ ن: امروز در حرکتی انتحاری،سر رسیدی خالی پیدا کردم که کارهایم را در آن ثبت کنم؛امیدوارم که به زودی این کار انجام شود.
انگلیسی - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 13:31
زبان انگلیسی برای من به یک دغدغه تبدیل شده. بار ها و بارها تصمیم گرفتم که زبان بخونم ولی شکست خوردم. به نظرم اراده ،همچنین پشتکار و تلاش لازم رو برای یادگیریش ندارم. باید راهی باشه. دنبالش میگردم،اگر چیز بدرد بخوری بود،اینجا هم میگم. پ ن: امروز دوباره بحث زبان شد بین صحبتهام با دوستم که از ندانستن ز...
به من چه - تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 12:58
به ملا گفتند: فلانی هندوانه می برد. گفت: به من چه! گفتند: نه،انگار ملتفت نشدی،به خانه ی تو هندوانه می برد. گفت: به شما چه! پ ن: ای کاش این حکایت را همه بشنوند و یاد بگیرند. پ ن2: در زندگی دیگران دخالت نکنیم؛اگر خیلی احساس مسئولیت میکنیم!(احساس مسئولیت کاملا بی خودی و الکی البته)،صبر کنید،هر وقت طرف
دوست - تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 12:58
دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگم بگوید خانه را ول کن بگو من کی؟ کجا باشم؟
اتفاقات - تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 12:58
دیروز جمعه بود و من هم که به سیم آخر زده بودم از صبح تا شب فقط گردش. صبح که با بابا و مامان رفتیم عینالی؛سجاد هم بود. بعد از ناهار هم با میثم و بچه های دوران دبیرستان رفتیم استادیوم یادگار. خیلی خوش گذشت؛برای همین هم کوه نوردی و پیاده روی رو توصیه میکنم. پ ن: الان هم دارم این متن رو مینویسم،باید روی